دنیای دختری با اسانس لبخند

لطفا با لبخند وارد شوید

یکی دیگه (تست هوش خیلی جالب)

بــــــه ادامه مطلــــــــب مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1390ساعت 1:43  توسط شمیم  | 

تست هوش جالب در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1390ساعت 1:39  توسط شمیم  | 

پ ن پ منتخب

کمه ولی جالبه

توالتم،در رو می زنه،سرفه می کنم،میگه یعنی نیام تو،گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اگه دستات تمیزه بیا واسم طهارت بگیر

.

.

.

صبح پاشدم به زور، دارم لباس میپوشم، بابام میگه کلاس داری؟! میگم پـَـــ نــه پـَـــ نگران لباسم شدم پاشدم ببینم هنوز اندازمه یا نه

.

.

.

رفتم بقالی به یارو میگم: نمک داری؟ میگه:نمک طعام!!!؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ نمک دریای مدیترانه………..میخوام بااش برج نمکی درست کنم

.

.

.

میخواستم بخوابم به خواهرم گفتم لامپو خواموش کن. گفت نورش اذیت می کنه؟ گفتم: پــَ … گفت: جرات داری بگو؟ گفتم:پتو میکشم سرم خوب. گفت آفرین بلاخره آدم شدی گفتم پـَـــ نــه پـَـــ فکر کردی تا ابد الاغ می مونم هه

.

.

.

رفتم داروخونه میگم آقا واسه سوسک یه چیز بدید سریع و موثر باشه، میگه واسه کشتنش؟ پـَـــ نــه پـَـــ واسه حموم کردنش، یه چیز بدید که پوستش بلوری و نرم بشه!

.

.

.

رفتم ساعت سازی به یارو میگم ساعتم کار نمیکنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟ ـ پـَـــ نــه پـَـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار !

.

.

.

بابام زنگ زده میپرسه چیکار میکنی؟ کجایی؟ میگم خوابم، میگه یعنی خونه ای؟ـ هه پـَـــ نــه پـَـــ تو اتاق خواب آیدام، دیشب با تصورم اومدم ازش خواستگاری کنم، جوابش بله بود، موندگار شدم!

.

.

.

از تعمیر گاه ماشین برگشتم، بابام میگه چرا پیاده ای؟ ماشین درست نشد؟ پـَـــ نــه پـَـــ درست شد، ولی چون عملش سنگین بود گفتند ۲۴ ساعت باید تو ICU تحت نظر باشه

.

.

.

عمو زنجیر باف … بعلههه زنجیر منو بافتی ؟ ــ پـَـــ نــه پـَـــ شکافتم دارم دوباره نخ گوله می کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1390ساعت 1:17  توسط شمیم  | 

چگونه دیوانه جلوه کنیم!

 

از رفتگر محله عیدی بگیرید.

گربه تون رو مدام از پشت بام به پایین پرت کنید تا پرواز کردن یاد بگیره.

سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه.

جوراب های کثیف رو به پره های پنکه ببندید و پنکه را روشن کنید.

با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین !

به دوست دکترتون بگین: مرض جدید چی داری؟!

به عنوان آخرین نفر در صندوق رأی حضور پیدا کنید و یک کبریت افروخته داخلش بیندازید.

نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید: من مرض دارم، بیاین منو ببرید!

روز بازی پرسپولیس با استقلال ، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای بلند ابومسلم را تشویق کنید!

هفت تیری بذارید رو شقیقه راننده مترو و بگید: یالّا برو دبی .

پیراهن را روی کت بپوشید.

دقت کنید وقتی در مهمونی براتون نوشیدنی آوردند همه را اندازه بگیرید و بزرگترین رو انتخاب کنید تا کلاه سرتون نره.

ماست را با چنگال بخورید.

با موتور گازی تک جفپا رو زین بزنید !

زنگ در خونه ها رو بزنین بعد وایسین ببینید چی میشه.

سر جلسه کنکور بهترین وقت برای تخمه شکستنه.

برای روز اول دانشگاه روپوش مدرسه بپوشید و کیف جومونگ به پشتتون آویزان کنید.


سرتون رو به جای شامپو با سنگ پا بشورین تا خوب تمیز بشه.

جزوه های کلاسیتون رو با دوات و قلم نی بنویسید.

شب سال نو موهایتان را بفروشید و برای نامزدتان بند ساعت بخرید.

ریشتان را آتش بزنید تا کوتاه شود.

داخل خیابان بلندگو دستی بگیرید و بگید “پژو بزن کنار وگرنه گازت می گیرم”

جهت اعتراض به استادی که شما رو انداخته کتابشو آتیش بزنید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 شهریور1390ساعت 1:21  توسط شمیم  | 

خیلی خیلی قشنگ تا اخرش بخونین حتما و نظر بدین ممنون

دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است. لطفاً آمین بگوئید:

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ساله)

=========

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ساله)

=========

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

=========

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)

=========

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

=========

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

=========

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

=========

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)

=========

ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)

=========

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم... (مهسا فرجی / 11 ساله)

=========

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)

=========

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)

=========

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)

=========

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)

=========

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن... (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

=========

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)

=========

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

=========

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

=========

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)

=========

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

=========

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)

=========

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

=========

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)

=========

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

=========

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)

=========

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)

=========

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خوانند اما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)

=========

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)

=========

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

=========

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

=========

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

=========

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ساله)



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 شهریور1390ساعت 1:7  توسط شمیم  | 

hanitalk

 

جداسازی نادر از سیمین

(طرح تفکیک جنسییتی دانشگاه ها!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1390ساعت 3:40  توسط شمیم  | 

استیلی 

معرفی میکنم بچه ها اقای استیلیشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

وای مردم از خنده

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1390ساعت 1:38  توسط شمیم  | 

خانومه وایساده بود جلوی پله برقی نمیرفت روش. دوستم میگه یعنی میترسه؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ مونده با پای چپ بره ثواب داره یا با پای راست.


مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن!!!..

.


شب ساعت ۱۱ اومدم خونه بابام آیفونو برداشته میگه میای بالا؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ آشغالا رو که میاری پایین ماهیانه منم بیار !!!!


رفتم مغازه میگم CD دارید؟ میگه خام؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تنوری باشه با قارچ و پنیر

رفیقم میگه وای یعنی این امتحانو میدیمو میریم که میریم . . .
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ وامیستیم، یه آبو جارو هم میکنیم کف سالن رو، گناه دا!!!!!!

 

دویست تا پشه دستمو نیش زدن هر کدوم اندازه یه پرتغال باد کرده رفیقم میگه پشه زده؟
پـــ نه پـــ باده معده ام رو نگه داشته زده زیر پوستم

سر یخچالم پارچ آب رو دارم سر میکشم مامانم اومده میگه آبه؟
پــ نه پــ سوسک کش قهرمانه دارم میریزم تو این خندق سوسک نیاد بالا!

رفتم تو پمپ بنزین بنزین بزنم یکی از بچه ها میگه می خوای بنزین بزنی؟
میگم پــ نه پــ زیاد آوردم بنزین می خوام بکشم پس بدم

تو بیلیارد توپ ۸ تو زدم رفته تو سوراخ یارو میگه رفت تو؟
پــ نه پــ کریس آنجلم نشناختی غیبش کردم!

هزار تومن دادم کارت مترومم دادم یارو میگه هزار تومن شارژ شه؟
پـــ نه پـــ ده هزار تومن شارژ کن باقی شو تو اقساط ۴۸ ماهه میدم

 

زنگ زدم ۱۱۰ میگم اینجا دعواشده، میگه الان؟ میگم نه پ پارسال بوده الان زنگ زدم خاطره اش رو تعریف کنم

ماشینو بردم واسه تعویض روغن میگه واسکازین بریزم؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ روغن سرخ کردنی خریدم تو صندوق عقبه برو بیار بریز

رفته بودیم سر ساختمون عموم ببینیم اوضاع چطور پیش میره(مثلا من مهندسم!!!) کارگره اومده میپرسه شما مهندسین؟میگم پ نه پ از ساختمون خوشم اومده اومدم باهاش یه عکس دو نفره بندازم!

رفتم نون بگیرم طرف میگه شما هم نون می خواید
پ نه پ
اومدم با خط تولید آشنا بشم

داشتم درس زبان میخوندم با صدای بلند ننه جونم امد گفت داری درس میخونی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم زبان حیوانات کار میکنم بتونم با مورچه ها صحبت کنم

ساعت ۲ شبه به دوستم میگم دیروقته بقیه حرفا واسه فردا. میگه میخوای بری بخوابی؟ میگم پ ن پ هر شب می خوام تا صبح بیدار بمونم فقط به خاطر تو

پا گوشی نشستم دارم فیلم کوتاه میبینم.دوستم میگه :کلیپه
پـ نـ پـ اپلیکیشن های فوق پسورد صندوق صدقاتو دارم باش باز میکنم

پشت دستگاه عابر بانک وایسادم رمزمو زدم یارو پشت سریم میگه آقا اشتباه زدی میگم پ ن پ میخواستی درست بزنم وقتی داشتی نگاه میکردی؟

دیروز حسین تهی رو دیدم میگم بیا با هم عکس بندازیم میگه عکس یادگاری؟ میگم پــَــــ نــه پــَـــ میخوام ازت عکس بگیرم بفرستم ایران برات زن پیدا کنن.

با رفیقم داریم تو خیابون راه میریم یک افغانی دیده میگه افغانیه؟ گفتم پـَـ نــه پـَـ جومونگ هست لباس کارگری پوشیده اومده ایران کار کنه پول در بیار آخه کره بیکاری بیداد میکنه

همکارم داره ازماشینش پیاده میشه،یکی دیگه ازهمکارا میپرسه مال خودشه پ نه پ هر روزداره اجاره میکنه پوزمدیرعامل بزنه!

دختره سه دهه و نیم از زندگیش میگذره تازه میپرسه وقتشه ازدواج کنم ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ برو یه دستگاه کوزه در ابعاد و اندازه ی هیات و هیکل خودت سفارش بده تا به اتفاق سیر و پیاز و بادمجون و گیلاس و لبو در ردیف مجموعه ترشی های منزل قرار بگیری !

دارم تو گوشیم چیز مینویسم دوستم میگه داری اس ام اس میدی?
میگم پ ن پ دارم باکتریای روی دکمه هاشو میکشم!

پیرزن ِ سوار اتوبوس شده ، پا شدم از جام ! میگه بشینم یعنی ؟! میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ پا شدم با هم تانگو برقصیم تماشاچیا شاد شن !

تو کلاس خودکارم نمینوشت داشتم تندتند میکشیدمش روی کاغذ دوستم میپرسه خودکارت نمینویسه ؟پ نه پ دارم نوارقلبمو روی کاغذ میکشم ببینم مشکلش چیه

داشتیم شام میخوردیم، به خواهرم میگم نمکدونو بده،میپرسه میخوای به غذات نمک بزنی؟
گفتم پَــــ نــــ پَـــــ .. میخواستم تورو امتحان کنم، ببینم میدونی نمکدون کدومه یا نه!!!!

به داداشم می گم تو آشپزخونه ای زیر کتری رو هم روشن کن ، میگه می خوای چایی دم کنی ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام آشپرخونه رو بخار بگیره سونا راه بندازم

رفتم دفاعیه دوستم، بغل دستیم میگه از پایان نامشون میخوان دفاع کنن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ از مردم فلسطین در مقابل رژیم غاصب !

اتوی مو رو زدم به برق داداشم میگه میخوای موهاتو اتو کنی؟؟!! پَ نَ پَ الان میرم یه لحافم میارم میندازم روش یه کرسی مشتی درست میکنیم دور هم حالشو میبریم

داشتم سر کلاس از خنده میپوکیدم,سرمو بردم تو کیفم میخندم که معلم نبینه,معلمه داری میخندی؟
پ ن پ
دارم حرفای شمارو توکیفم تکرارمیکنم بعددرشوببندم رفتم خونه بازکنم یادم نره

ساعتمو بردم میگم آقا باطریش تموم شده یه باطری بندازین. میگه خوابیده؟ ؟میگم
پـَـَـ نــه پـَـَـــ خودشو زده به موش مردگی کاریش نداشته باشیم!!

شماره یارو افتاده,زنگ زدم میگم شما با من تماس گرفتین؟میگه با این شماره؟میگم
پـَـَـ نــه پـَـَــــ با شماره خونتون,زنگ زدم بر نداشتی نگران شدم همراهتو گرفتم

ساعت ۱۱ اومدم ماشینو پارک کنم همسایمون می گه شماهم اینحا زندگی می کنین،می گم پ ن پ من عضو ستاد اطلاعات عملیاتم اومدم واسه شناسایی.

رفتیم رستوران، به گارسونه میگم یه لیوان آب بیاره، میگه آب خوردن؟ میگم پ ن پ آب میخوام گلای رو میز رو آب بدم!!!!

رفتم سر مزار میپرسه اومدی فاتحه بخونی؟!پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم یه کامنت بزارم واسه شادی روح اموات !

زنگ زدم آژانس میگم آقا لطفا واسه اشتراک ۳۱۳ یه ماشین بفرستین میگه ماشین واسه جابه جایی شهری میخوای؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین ریش تراش میخوام بفرستین بیاد ریشمو باهاش بزنم

 

دزد اومده خونمون همه جا رو بهم ریخته … ۲ تا فرشمونو برده
زنگ زدیم پلیس اومده میگه خونتون دزد اومده؟
پَ نه پَ می خواستیم تغییر دکور بدیم گفتیم شما هم بیاین نظر بدین !

خواهر زادم ۴ سالشه رفته دستشویی یهو جیغ زده،بابام رفته جلو میگه سوسک بود؟؟؟؟میگم پــــ نـــــ پـــــ بابا نوئل بود،اشتباهی از هواکش دستشویی اومده پایین!!!!!!

نصفه شب صدای جیغ و دعوای گربه‌ها میاد میگه صدای گربه ست؟! پَ نه پَ ! بروسلیه ! اومده انتقام بگیره

سوزنی که کف اتاق افتاده بود رفته تو پام ! مامانم اومده میگه؟ وااااا ندیدیش ؟؟ پــَـ نــه پـَـَــــ از قصد پام رو گذاشتم روش ببینم چقدر مقاومت میکنه !!!

مامان بزرگم پیشم خوابه عطسم گرفت یهو.خواستم بیدار نشه رفتم زیر پتوعطسه کردم بیدار شده میگه عطسه بود؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ آرپیجی زدن پناه بگیر

داردم تند تند تایپ میکنم داداشم اومده میگه داری تایپ میکنی؟
میگم : پـَـَــــ نــه پـَـَــــ کیبوردم خسته شده دارم ماساژش میدم.

سوسکرو گیر انداختم پسر داییم می پرسه می خوای بکشیش؟پـَـَـ نــه پـَـَــــمی خوام بزرگ شه خودم دامادش کنم.

تو پارکینگ سوار آسانسور شدم برم بالا ، همسایه درو بازکرده میگه : ببخشید بالا میرید .پـَـَــــ نــه پـَـَــــ می خوام برم اعماق زمین حماسه ژول ورنو زنده کنم.

با داییم رفتیم بستنی فروشی بستنی بخورییم داییم میگه میخوای بستنی بخری؟ میگم پـــ نه پـــ اومدم نگاش کنم تو بخوری

رفتم سه تار بخرم میگم اقا سه تار چنده؟میگه سازه سه تار؟پ ن پ سه تاره موی گندیدتو.

تب و لرز کردم .از شدت لرز دندونام داره می خوره به هم .می گه :واقعا داری می لرزی؟پ ن پ خودم رو گذاشتم روی ویبره بچه بیدار نشه !.

به رفیقم میگم گاز داری؟ میگه واسه فندک میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ از اِستایل حامد کرزای خوشم اومده میخوام یه خط لوله بدم واسه کابل ….والاااا

تو پاساژ پایتخت تو لب تاب فروشی رو شیشه هم آرم Apple زدیم،یه مشتری اومده میگه: لب تاب Apple رو میفروشید؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
ساندیسشو می فروشیم؟؟؟ البته تو این گرما رد بول خنک بیشتر می چسبه ها )

می گم شنیدی “علی کوچولو” پناهنده شده میگه وای علی کوچولو آن مرد کوچک..بزرگ شده مگه ؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ کوچولو مونده از اون موقع تا حالا الانم به ” لی لی پوت ” پناهنده شده !!!.

به بابام میگم امسال می تونید روزه بگیرید؟
میگه:ماه رمضون؟
میگم:پـــَ ن پــــــَ ژانویه!!

به دوستم میگم هواپیمامون نتونست دفعه ی اول فرود بیاد مجبور شد دور بزنه دوباره بشینه . با نگرانی میگه چی شد بالاخره تونست بشینه؟ پــ نه پــــ سقوط کردیم الان به اذن خدا از اون دنیا باهات حرف میزنم!

صبح زود دارم میرم سر کار ،‌ رفیقم جلومو گرفته ،‌ میگه کجا داری میری ؟‌ سر کار ؟! گفتم پــ نه پــ ،‌ دارم میرم خونه مادربزرگ ،‌ بخورم پفک نمکی ،‌ چاق بشم ،‌ چله بشم ،‌ بعد بیام تو منو بخور !‌

رفته بودم بالای یک درخت توت بلند وقتی میخواستم بیام پایین جیغ میزدم ملت میگفتند میترسی؟گفتم په نه په بجای بلبل اومدم رو درخت دارم اواز میخونم اینم اخرین ترانمه

موتوریه تو خیابون کیفمو زده داشتم داد میزدم دزد ؛ دزد یارو اومد میگه کیفتو زدن!
پــَــ نه پــَــ چوپان دروغگوام میخاستم ببینم هنوز مردم بهم اعتماد داران یا نه!

رفتم سوپر مارکت میگم یه بسته چنته بده میگه چاهتون گرفته؟ پ ن پ سرما خوردم گلوم گرفته میخوام وابشه

داره نامه اداری مینویسه,,,میپرسه ”آلاینده” دیکتش چطوریه؟؟!! میگم الف,ی,….
میگه ” آ ”ی باکلاه؟؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ
آ “ی با کت شلوار و اون کروات صورتیه!!!!!


توی تاکسی نشستم راننده گفت : مستقیم گفتم : پ ن پ خابوند تو گوشم گفت این قرطی بازیه ماله فیس بوکه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 شهریور1390ساعت 1:28  توسط شمیم  | 

رفتم مغازه دارو سوسک کش خریدم . میگم بریزم زمین اینو؟یارو میگه پَـــ نَ پَـــ صبح ظهر شب با یه لیوان آب بده سوسکه بخوره*

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده،خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟میگم پـَـ نَ پـَـ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم بریییید برییییییید

*

دختره میگه اگه من برم خارج تو با یه دختر دیگه ای دوست میشی؟

پَـــ نَ پَـــ میرم تو اتاقم خودمو حبس می کنم رو دیوارشم می نویسم: شاید این جمعه بیاید ... شاید

*

دراز کشیده بودم لب استخر ... دوستم میگه آفتاب می گیری؟

پَـــ نَ پَـــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

*

سر جلسه امتحان می گم استاد چقد دیگه وقت داریم؟

میگه تا آخر امتحان؟

پَـــ نَ پـَـــ تا ظهور آقا امام زمان

*

زنگ زدم به دوست دختر دوستم فوت میکنم میگه مزاحمی؟میگم پَـــ نَ پَــــ نسل جدید کولرهای ال جی هستم با دو سیم کارت مجزا

*

 

*

دیشب رفتیم استخر، می خواستیم کفشارو تحویل بدیم کلید بگیریم، طرف می گه شما هم کفش دارین؟؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ طرح حرم تا حرم بوده پابرهنه اومدیم ثواب ببریم

*

شمع های ماشینم سوخته,رفتم تعمیرگاه...میپرسه عوضشون کنم؟؟

پـَـَـ نَ پـَـَــ

فوتشون کن تا صد سال زنده باشی

*

ازم میپرسه: اگه یه موقعیت بهتری برات جور شه منو ول میکنی؟ میگم:پَـــ نَ پَـــ لگد به بختم میزنم بات میمونم تا تو یه موقعیت بهتر برات جور شه منو بپیچونی

*

به دوستم میگم خودکارو بده میگه چیزی میخوای بنویسی؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه زیر شلواری براش گرفتم میخوام ببینم اندازشه یا نه

*

مگس نشسته رو برنج به خواهرم میگم: مگـــــــــــــــــس، میگه بکشمش؟؟

پــَـَــــ نَ پــَـــ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش

*

اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه...هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته

*

رفته بودیم مکه یه پیر مرد که کاروانه ما بود مثلا میخواست سر صحبت باز کنه مخمون به کار بگیره ازم پرسید پسرم واسه زیارت خدا اومدی؟... گفتم پَــ نَ پَـــ ...اومدم کارایه انتقالیه امام رضارو ردیف کنم بیاد اینجا....

*

 

*

سر جلسه امتحان به دختره میگم سواله 8 چی میشه؟میگه تقلب میخوای؟میگم پـَـــــــ نَ پــَــــــــ میخوام ببینم سطح علمیت درچه حد با خانواده بیایم خواستگاریت

*

با ماشین افتادیم ته دره ... یارو میگه زنگ بزنم امبولانس بیاد؟

پَـــ نَ پَـــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش میکنیم !

*

دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم ...

اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه عشقم داری کباب درست میکنی؟

پَـــ نَ پَـــ دارم فوتبال دستی بازی میکنم

*

به بقاله می گم هزاری بهتر از این نداری؟ میگه پاره‌ س؟ پَـــ نَ پَـــ، امام توش خوب نیفتاده !

*

دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم ... بی بی انداختم ...

میگه بی بی بازی کردی؟

پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم!

*

تو تاکسی کناریم به راننده گفت من بچه امام حسینم ...

راننده پرسید میدون امام حسین؟

پَـــ نَ پَــــ ایشون خود علی اصغره ماشالله بزرگ شده مردی شده واسه خودش ...

*

از ساق پا تا محدوده ۱۸ قدمو گچ گرفتم، دوستم اومد خونمون عیادت، میپرسه شکسته؟ میگم پَــــ نَ پـَـــ رفیقم اورتوپده، یه تعارف زد منم تو رودرواسی موندم

*

یه جوش اندازه گلابی رو دماغم زده ، دوستم دیده میگه جوشه ؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ قسمتهای مهم صورتمو علامت زدم ،تو امتحان میاد...

*

جارو دستم بود داشتم میرفتم اتاقمو جارو بزنم ...

عمه ام دید گفت داری میری جارو بزنی؟!

پَـــ نَ پَـــ زنگ زدم بچه ها بیان قسمت ده هری پاتر رو بسازیم !

*

رفتم حموم داد زدم میگم این آب چرا ســـــــــرده؟!!!!

بابام میگه داری دوش میگیری؟

میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ دارم تمرین های دوره غواصی رو تو تشت دوره میکنم!

*

میگم مکانیک سیالات 9 شدم...میگه :یعنی افتادی؟؟؟؟ میگم پَـــــ نَ پــَـــ استاد گفت دست و بالم تنگه 9اُ بگیر حالا بقیه شم سر ماه میدم !!:

*

میگم دوست پسرم همش شک داره میخوام ازش جدا شم میپرسه به تو؟پـَـَـ نَ پـَـَــــ به نتیجه ی انتخابات ریاست جمهوری ٢سال پیش

*

روز ظهر عاشورا قابلمه به دست افتادیم تو خیابون .دوستم ما رو میبینه می گه:دارین میرین نذری بگیرین؟میگم پـَـَـ نَ پـَـَـ پسرخاله ام کنسرت هِوی مِتال داره من امشب تو گروهش نوازنده ی قابلمه ام

*

گزارش گر صدا و سیما در حال تهیه گزارش از وضعت کار و اشتغال جوانان...

سلام شمااز وضعیت کاری جوانان راضی هستین؟؟

بله...

-خودتون کجا کار می‌کنید؟؟

...- تو گاوداری..!!!

- کارگر هستین؟؟؟

- پَـــ نَ پَـــ...گـاویم...لباس کارگر پوشیدیم میخوایم از بیمه بیکاری استفاده کنیم

*

یارو به رفیقش می گه تو جاده دو تا ماشین زدن به هم،هرکی تو ماشینا بوده مرده،رفیقش می گه راننده هم مرده؟پـَـَـ نَ پـَـَــــ رفته مرحله بعد،فقط جونش یکی کم شده

*

خربزه خریدم اومدم خونه،خواهرم میگه خربزه است؟میگم پَـــ نَ پَـــ هندونه است داره مسخره بازی در میاره

*

تو بیابون داد زدم خدا،صدامو میشنوی؟یه نور از آسمون اومد پایین گفت: پـَــــــــ نَ پَــــــــ نشستم با ابی چای مینوشم.

*

طرف زنگ زده میگه کجایی؟ میگم تو چمران گیر کردم. میگه بزرگراه چمران؟ پـَــــــــ نَ پَــــــــ خونه آقامصطفی شام دعوتیم گیردادن نمیزارن بیایم

*

بابابزرگم 98 سالشه ، می گه : وصیت ناممو بنویسم ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بشین یه چشم انداز 20 ساله ی جامع بنویس برا آیندت ، قدر جوونیتم بدون

*

به دوستم میگم دیشب تو کرمان یه پسره بنزین ریخته سرش خودشو تو خیابون اتیش زده...

میگه سوخت؟!

پَـــ نَ پَـــ یه جون گرفت رفت مرحله بعد !

*

رفتم پیش مامان بزرگم میگم خسته نباشى ننه دارى بافتنى میبافى؟

میگه پَــ نَ پَـــ دارم سبزه گره میزنم بختم باز شه یکى بیاد بگیرتم!!!

*

به داداشم میگم این جمله رو بخون قشنگه ،میگه مال کیه؟میگم شریعتی میگه قبل از مرگش نوشته؟پـَـَـ نَ پـَـَـــ الان نوشته از اون دنیا سند تو آل کرده

دوستم میگه چرا انقدر غذات کم شده ؟ میگم : تو رژیمم ... میگه رژیم لاغری ؟! ...پَـــ نَ پـَـــ رژیم صهیونیستی

*

معلمم اومده خونمون تمبکمو دیده میگه تمبکه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ ساکسیفونه روش پوست کشیدم گردو خاک نره توش .میگه منظورم اینه که میزنی؟ میگم پَـــ نَ پَــــ اون زورش زیاد تره اون منو میزنه میگه بیخیال درسو شروع کنیم؟ میگم پَــ نَ پَـــ من تنبک میزنم شمام برقص با هم پول در بیاریم. بعدش بابام اومده میگه اِ حاااامد ایشون معلمتونه؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ ایشون دوست دخترمه به خاطره گرونی پول نداره ریشاشو بزنه

*

قرمه سبزی آوردند رو میز می پرسه:قرمه سبزیه؟؟؟؟؟؟؟؟ پَـــــ نَ پــَـــ کوکو سبزیه آبشو زیاد کردن کم نیاد

**

رفتم چشم پزشک

میگه واسه سرخی چشمتون اومدین ؟

پـَـــ نَ پـَــــ سرخیش عادیه وسطش سیاه شده

***

*

برگشتم خونه میگه اومدی؟پَـــــ نَ پَـــــــ این لودینگمه : پلیز ویت 40 درصدش مونده هنوز کامل شه میام تو

*

+ نوشته شده در  جمعه 18 شهریور1390ساعت 1:27  توسط شمیم  | 

 بازم پ ن پ جدید جدید

زنگ زدم برنامه ی تلویزیونی برای شرکت

در مسابقه میگه برای ثبته نام مسابقه زنگ زدید میگم پـَـ نـَـ پـَـ زنگ زدم بگم ای لاویو پی ام سی

تو ساندویچی سس تند زدم به غذا اشکم در اومد.. یارو ریشو بسیجی بهم گفت چیه تند بود؟؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لای ساندویچ دعای کمیل دیدم یهو اشکم گرفت


یارو گزارشگر صدا سیما میاد جلو میگه از اینکه هفته ای دو سه روز هوای اهواز خاک میشه ناراضی هستین؟ پـَـ نـَـ پـَـ خیلی خوشحالیم فقط اگه میشه یکم تایمشو بیشتر کنید

داره با سرعت 150 تا میره. بهش میگم آروم برو اینجا دوربین داره
میگه دوربین كنترل سرعت؟
پـَـ نـَـ پـَـ دوربین عكاسی گذاشتن از ماشینا عكس میگیرن میذارن تو فیسبوك تگ هم میكنن. آروم برو عكسمون خوب بیفته

با دوستم رفتیم کشتارگاه میگه:اه اه اینجا چه بوی گوسفندی میاد.گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ میخواستی بوی اش رشته بیاد

رفتم تو ماهی فروشی به فروشنده می گم :آقا یه ماهی قزل آلا بدین.میگه : واسه خوردن میخای؟میگم: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم واكسن هاری و كزازشو بزنم و برم

تو اوتوبان گشت نا محسوس یه ماشینو گرفته بود.راننده ماشینه به پلیسه میگه :می خای جریمم كنی؟ پلیسه میگه: پـَـ نـَـ پـَـ بادو تا همكارام میخاستیم حكم بازی كنیم یه یار كم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم

دوستم زنگ زده موبایلم میگه ممد پول داری یه خورده بهم بدی؟ بهش میگم: بیا عابربانكم رو بگیر برو.

میگه: توش پول داری. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ گفتم تو خونه نشستی دلت گرفته / گفتم بدم بری یه دوری باهاش بزنی!

به مامانم میگم فردا می خوام روزه بگیرم مامانم میگه سحر صدات کنم؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ مدونا رو بیشتر دوست دارم، مدونا صدام کن!!!

رفتم خونه دانشجویی یکی از دوستام داشتم یکی از ظرفای چرب مورچه زدشو می شستم اومده بالا سرم میگه ای وای چی کار می کنی داری ظرف و می شوری؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ مورچه ها هوس آب تنی کرده بودن آوردمشون حموم!

دوستم گفت: اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه!!

داییم ما رو برای یه پک قیلون دعوت میکنه باغ سیب مال بکی از رفقاش.. مامانم میگه حالا میخواین قیلون بکشید؟؟؟؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ اومدیم سیباشونو دستمال بکشیم!

واسه دوستم عکس ایمیل کردم زنگ زدم میگم فرستادمش واست . میگه یعنی الان تو ایمیلمه؟ پـَـ نـَـ پـَـ الان دم در خونتونه ولی دستش به زنگ نمیرسه درو بزن بیاد بالا!!

ممیز ایزو اومده رفته تو سالن تولید كنار دستگاه تراش از اپراتورش میپرسه شما تراشكارین؟ پـَـ نـَـ پـَـ مدیر عامل اوقات بیكاریش میاد كمك بچه ها!!

مامانم زنگ زده میگه کجایی؟گفتم با بهروز رفتم بازار گفت:بهروز رفیقت؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ سس مایونزه بهروز!!

هواپیما تو قلب آسمون موتورش آتیش گرفته، خلبان گفته داریم سقوط میکنیم.میکه یعنی سقوط کنیم زندگیمون تموم میشه؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ می یفتیم تو یه جزیره و سریال لاست رو میسازیم!!

میگم رسیدی خونه زنگ بزن،میگه تلفن کنم؟،میگم پـَـ نـَـ پـَـ زنگ خونه بغلی رو بزن در رو!!

کمیته انظباطی دانشگاه خواسته رفتم تو میگه شما دو ترم تعلیق خوردید اعصابم خورد سرمو انداختم پایین دارم لبمو میخورم میگه ناراحت شدید؛ پـَـ نـَـ پـَـ خوشحال شدم دارم فکر میکنم چجوری این لطف شما رو جبران کنم!!

رفتیم یه باغی دزدی من از درخت رفتم بالا دوستم میگه رفتی گردو بچینی؛ پـَـ نـَـ پـَـ گنجشکم رفتم آشیون بسازم. یه دفعه گفت وای صاحب باغ داره میاد بهش میگم حالا تو فرار میکنی ،میگه پـَـ نـَـ پـَـ منتظر میمونم تو آشیانتو بسازی!!

لباس خریدم . کارته عابرمو گذاشتم رو میز میگم 2015 . میگه رمز کارتته.؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ تلفنمه . شب زنگ بزنی لاو بترکونیم !!!

رفتم کفش بخرم یه کفش پوشیدم خوشم اومده میگم همینو میخوام فروشنده میگه اون لنگشم بدم میگم پـَـ نـَـ پـَـ بده پسر حاکم پیدام کنه!!

یه شب یه یارو كه نقاب زده بود با تفنگ جولوی یه دختره تو خیابون رو میگیره.دختره میگه:میخای پولامو بدزدی؟یارو میگه: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم بهت پیشناهاد ازدواج بدم .چون دیر وقت بود گفتم مزاحم خانواده نشم!!

بن لادنو تو هواپیما دستگیر میکنن تصمیم میگیرن همونجا پرتش کنن بیرون میگه حالا پرتم میکنین پائین ؟ پـَـ نـَـ پـَـ جای انوشه انصاری میفرستیمت دور زمین یه حالی بکنی!!

به همسایم میگم جارو برقی دارید؟ میگه جاروبرقی می‌خوای؟ پـَـ نـَـ پـَـ می‌خواستم چک کنم اگه ندارید براتون بخرم!!
+ نوشته شده در  جمعه 18 شهریور1390ساعت 1:8  توسط شمیم  | 

«کاترین» دخترك هشت ساله ای بود ، شبی در اتاق آرام خوابیده بود که از صحبت های پدرو مادرش فهمید كه برادر کوچکش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند . پدر به تازگی كارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پرخرج پسرش را بپردازد . کاترین شنید كه پدر آهسته به مادر می گوید: فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد .

کاترین با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت قلك كوچكش را درآورد. قلك را شكست ، سكه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد ..... فقط 5 دلار ...... بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند كوچه بالاتر به داروخانه رفت . جلوی پیشخوان انتظار كشید تا داروساز به او توجه كند ولی داروساز سرش شلوغ تر از آن بود كه متوجه بچه ای هشت ساله شود .

دخترك پاهایش را به هم زد و سرفه میكرد ، ولی داروساز توجهی نمیكرد . بالاخره حوصله کاترین سر رفت و سكه ها را محكم روی شیشه پیشخوان ریخت .

داروساز جا خورد ، و با تعجب گفت : چه میخواهی ؟!! دخترك با نگرانی پاسخ داد : برادرم به شدت بیمار است ، میخواهم برایش معجزه بخرم . داروساز با تعجب پرسید : چه بخری عزیزم !!؟ دخترك توضیح داد : چیزی در سر برادر کوچکم رفته و پدر می گوید: «فقط معجزه میتواند او را نجات دهد» من هم میخواهم معجزه بخرم...قیمتش چقدره ؟ داروساز گفت : متاْسفم دخترم ، ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم .

چشمان دخترك پر از اشك شد و گفت : شما را به خدا ، برادرم خیلی بیمار است ، پدرم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است . من كجا میتوانم معجزه بخرم ؟ مردی كه گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت ، از دخترك پرسید : چقدر پول داری ؟

دخترك پول ها را كف دستش ریخت و به مرد نشان داد . مرد لبخندی زد و گفت : آه چه جالب!!! فكر میكنم این پول برای خرید معجزه كافی باشه. بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت : میخواهم برادر و پدر و مادرت را ببینم , فكر میكنم معجزه برادرت پیش من باشه.

آن مرد «دكتر آرمسترانگ» فوق تخصص مغز و اعصاب در شیكاگو بود .

فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرك با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت.

 پس از جراحی ، پدر نزد دكتر رفت و گفت : از شما متشكرم ، نجات پسرم یك معجزه واقعی بود ،

میخواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت كنم ؟ دكتر لبخندی زد و گفت: فقط 5 دلار.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 شهریور1390ساعت 3:17  توسط شمیم  | 

اس سرکاری جدید

 

یه سوال برام پیش اومده، شبا که میگن: “بگیر بخواب” چی رو باید بگیریم؟؟؟
بیخیال حالا، بگیر بخواب!! …

————————————————

اگه یکی بهت اس ام اس داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمی شناسمش. این یارو شماعی زاده فکر می کنه گیتارش دست منه

————————————————

سلام این اس ام اس صرفآ جهت یادآوری به شما برای مسواک زدن است
و ارزش قانونی دیگه ای ندارد . شب بخیر .

————————————————

جیگرم ، نفسم ، همسرم ، همدستم و همپام درد می کنه ! یه دکتر خوب سراغ نداری !

————————————————

سلام خوبی ؟ امشب برای شام میایم خونتون(ستاد ایجاد رعب و وحشت میان خسیس ها !)

————————————————

من الان آلمان هستم . میخواستم ببینم راست میگن وقتب اینجا روزه اونجا شبه ؟!

————————————————

ضمن عرض سلام و آرزوی اوقاتی خوش ، شما را به دیدن ادامه خوابتان دعوت میکنیم ! ( LG )

————————————————

از حسن خان دو سوال پرسیدند ، تو هم کمکش کن جواب بده : سوال :
۱ – ماهی ها وقتی غذا میخورند آب نمیره توی دهانشون ؟
۲ – ایران ننفتشو که میفروشه بشکه هاشو پس میگیره ؟
با حسن فخان فکر کن جوابش رو بگو !!
در ضمن یادت نره شبا که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره !
( از طرف باند نعلین )

————————————————

پاشو لبخند بزن بعد بخواب . . .
ستاد شب زنده داران مردم بیکار

————————————————

ببخشید مزاحم شدم از صبح تا حالا دو تا سوال واسم پیش اومده می خواستم از شما بپرسم: ۱- خرس پاندا چه جوری می تونه عکس رنگی بگیره ؟۲- اسم پدر پسر شجاع چیه ؟


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 شهریور1390ساعت 0:56  توسط شمیم  | 

خبر فوری بدو برو ادامه مطلب

 

 

تقلید مرگبارــــــــــــــــ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 3:30  توسط شمیم  | 

هورااااااااا براتون پ ن پ های جدید جدید گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

نظر فراموش نشه لطفا

 

پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم،

پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل

المپیکه دارم میبرم لندن!! میگه پـَـَـ نَ پـَـَــــ و زهرمار، سوار شو بریم…
میگم کلانتری؟ میگه پـَـَـ نَ پـَـَــــ میبریمت لندن با پله و مارادونا
هم دوتا عکس بندازی!!

.


رسیدیم پشت در خونه ، کلید نداشتم به داداشم میگم کلیدتو بده،
میگه میخوای درو باز کنی؟ میگم پَـــ نَ پـَــــ میخوام بدمش
به حسین تهی از معطلی درش بیارم….

.

۲ ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!!!!

.

صبح از خواب بیدار شدم، مامانم میگه خوب خوابیدى؟
تا اومدم بگم: پـَـَـ … گفت: پـَـَـ نَ پـَـَـ و زهرمار، پـَـَـ نَ پـَـَـ درده بیدرمون
پـَـَـ نَ پـَـَـ کوفت، پـَـَـ نَ پـَـَـ مرض… گفتم: خوب حالا چرا میزنى؟
گفت: پـَـَـ نَ پـَـَـ میخواى بشینم باهات درد ودل کنم پَـــ نَ پَــــ ش
کنی بذاری فیسبوک؟!

.

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کن!

.

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش
مرده ریش گذاشته!!!!

.

تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده
میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم
از مامان بچه شاباش بگیرم!!
.

به یارو میگم حاجی, بزن تو دنده من هول میدم روشن شه.
میگه بزنم ۲ ؟ پَـــ نَ پَـــ بزن ۳ فوتبال داره!!!!

.

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!

.

داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته،
برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه
حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم…

.

به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود
کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد…

 

واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما
برای آگهی استخدام اومدین؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!

.

حموم بودم، مامانم می زنه به در میگم بــــــله ؟
می گه حمومی ؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از
رادیو بی بی سی می شنوی. میگه : در زدم بگم مهمونها
اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت
کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم
که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری!!!!
.

رفتم دادگستری یارو میپرسه شکایت داشتید؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه خورده برنج آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم !

.

رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت
سوخته کامل! میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟ میگم پَـــ نَ پَــــ
سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه

.

میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم میگه کشتیش؟
پَــــ نَ پَـــــ
اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش
جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا
صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق

.

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای
ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو
سیه مویتو ببینم بروم..

.

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ
توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

عکس نیمه ی راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک
اومده میگه : عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت ؟
میگم : پـَ نه پـَ توی حراج بودم ۵۰ در ۱۰۰ تخفیف بهم
خورده این شکلی شدم

.

تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای
خودتو بشوری؟ پ نه پ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 3:9  توسط شمیم  | 

خودتون قضاوت کنین مملکته ما داریم~~!!

به راننده تاکسي ميگم سيگارتو خاموش کن به دودش حساسيت دارم، برميگرده ميگه جووناي سن تو کراک ميکشن تو به دود سيگار حساسي!!


· هر روز تو دانشگاه ميبينيم 100 تا دختر مدرسه اي رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازديد از دانشگاه، مگه باغ وحشه اينا رو هر روز ميارين بازديد!!


· اينم از مجلس ختم، با کفش رفتيم با دمپايي برگشتيم!!


· يارو رو آوردن تو تلويزيون، زير اسمش نوشته: "کارشناس مسائل يمن"، من موندم اين بنده خدا تو اين 100 سال از چه راهي نون در ميآورده!!

· پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائيل فهميد، امسال هم جهاد اقتصادي رو فقط ربع سکه!!


· قبلاً برق ميرفت بابامون فحش رو ميکشيد به اداره برق، الان برق ميره خوشحال هم ميشه!!


· فدراسيون فوتبال فقط تو 6 ماه، نيم ميليارد تومن از فحاشي فوتباليستها درآمد داشته. يعني به عبارتي قيمت فحش از قيمت طلا زده بالاتر!!


· طرف رفته خواستگاري، دختره بهش گفته شهيد مورد علاقه شما کيه؟!!


· واسه داداشمون رفتيم خواستگاري، ننه جون طرف در اومده ميگه 2012 تا سکه مهريه به نيت المپيک لندن!!


· هر بار که صفحه ي فيلترينگ رو ديدم يه صلوات فرستادم. مامانم ميگه همينطور ادامه بدي جات تو بهشته!!


· ميگه به خدا راست ميگم. طرف ميگه نه، اگه راست ميگي بگو به جون مامانم!!


· يه عمر رفتيم سينما آخر نفهميديم دسته هاي صندليش ماله خودمونه يا بغل دستيمون!!


· ايران که هستيم توي سوپرمارکت دنبال جنس خارجي ميگرديم، بعد خارج که ميريم ميافتيم دنبال جنس ايراني!!


· يارو گيتار الکتريک تو اتاقم ديده ميگه تو هم شيطان پرست شدي!!


· جشن ميگيرن گوسفند ميکشن، عزاداريه گوسفند ميکشن، ماشين ميخرن گوسفند ميکشن، بعد به گاوبازاي اسپانيايي فحش ميدن!! (البته خودم موافق این نیستم اونا برا تفریح می کشن)


· برنامه احکام گذاشتن، ملت زنگ ميزنن، يکي ميگه من رکعت اول، توي رکوع يادم افتاد سجده نرفتم! حکمش چيه؟!!


· طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته فيس بوک، ميگه اون بالاييه منم!!


· تبليغ پارک آبي نشون ميدن يارو با شلوار لي و پيراهن مردونه سر ميخوره رو سرسره هاي پارک آبي!!


· رفتم سوپر مارکت ميگم آقا کرم کارامل دارين؟ ميگه کرم فقط ساويز داريم!!


· سالاي پيش جايزه بانک ملت يه منزل مسکوني بود، امسال شده ليتر بنزين، سال ديگه ميشه يه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون يه بربري هم وسطش!!

نه حالا واقعا مملکته داريم؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 شهریور1390ساعت 5:53  توسط شمیم  | 

تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه



زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه



صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی  ميگم



ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم 



رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ميگم پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!! 
   ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته 



خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم



برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟ 
ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم



تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشم!



میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ... وصایای الیزابت تیلور ...



بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم. 
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم



داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم



به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟! 
پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!



رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ 
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام



کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه



مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس



ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک



یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم 



داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم 



به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم 



تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین



بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟ 
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم



کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار 
گفت واسه صبونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون


خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...! 



ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه پسر جان وضو ميگيري ميگي پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام قزل الا صيد كنم 



نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده



تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم



ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا



در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه



تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم



از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!



یکی‌ زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!



زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش



تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه 
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!



اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟ 
پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی



حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا.....پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه 



با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!! 



کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام...
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 شهریور1390ساعت 2:25  توسط شمیم  | 

به این میگن فکر ژاپنی !!!
 
یه کم یاد بگیریم مخصوصا برای ما .... خیلی خوب هست !
 






 





 



 













 

 








+ نوشته شده در  یکشنبه 13 شهریور1390ساعت 2:9  توسط شمیم  | 

مدرسه ما : پایگاه جهنمی


خروج از مدرسه : فرار از آلکاتراس


دیدن مدیر از دور : شبهی در تاریکی


نمره بیست : افسانه آه

مدرسه : مرد 6 میلیون دلاری

 
شوخی با مدیر : بازی با مرگ

 
روز دادن کارنامه : حادثه در کندوان

 
امتحان : شاید وقتی دیگر


روزی که معلم به کلاس نمی آید : بوی خوش زندگی

اخراج از کلاس : یک بار برای همیشه


نمازخانه دبیرستادن : قطعه ای از بهشت زنگ آخر : آرایشگاه زیبا امحان پایان ترم :

قلب ها برای که می تپد پیام متقلب برای دیگران : چشم هایم برای تو راهی برای

 متقلبان : جیب بر ها به بهشت نمی روند آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه جای

 سیلی معلم : دایره سرخ دبیر تربیتی : پاک باخته صفر های پشت سر هم :

برج مینو اعتراض برای نمره : شلیک نهایی حیاط مدرسه : پارک ژوراسیک زنگ

 ورزش : المپیک در بازداشتگاه شوراءدبیران : جنگ نفتکشها ناظم : پلیس آهنی

 کنکور : بالاتر از خطر دیدن معلم از دور : سایه عقاب ها نگاه معلم : بگذار زندگی کنم

 دانشگاه : سرزمین آرزوها خارج از مدرسه : آن سوی آتش بحث با مدیر : فریاد زیر

 آب شاگرد اول کلاس : پرنده کوچک خوشبختی پای تخته : لبه تیغ دیکتاتوری معلم :

 مزد ترس منفی های پشت سر هم : گلوله های بی صدا اولین دانش آموزی که

 معلم از او درس می پرسد : قربانی وراجی سر کلاس : مجوز مرگ آخر کلاس :

 بهشت پنهان مبصر کلاس : افعی بوی جوراب بچه ها : عطر گل یاس دبیرام مدرسه

 ما : تبعیدی ها اخراج از مدرسه : می خواهم زنده بمانم سایه دبیر تربیتی : سایه

 شوگان دفتر دبیران : خانه ارواح نمره ده : شانس زندگی اتاق ورزش : جزیره آدم خور

 ها دستشویی : اطاق گاز سال آخر دبیرستان : سال های بی قراری ساختمان

 مدرسه : آسمان خراش جهنمی اخراجی ها : بینوایان رفتن به دانشگاه : هدف

 سخت دفتر مدیر : کلبه وحشت صاحبان نمره زیر ده : سربداران کیف های دانش

 آموزان : محموله ظرفیت نیمکت ها : دو نفر و نصفی سوسک در کلاس : انفجار در

 اطاق عمل کلاس خصوصی : وعده پنهان زنگ ادبیات : نان و شعر دفتر ناظم :

 محکمه عدالت حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناری دانش آموزان رشته

 ریاضی : سوته دلان رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه

+ نوشته شده در  جمعه 11 شهریور1390ساعت 1:21  توسط شمیم  | 

تحقیقات نشان داده که 99 % پسرا دوست دارن دختر باشن به چند دلیل:

1-زمانی که در زمستون زیر بارون شدید یا تابستون گرم ایستادند باید 2 ساعت وایسن تا تاکسی گیرشون بید(گر چه همون تاکسی هم براشون ناز می کنه)

اما اگر دختر بودن روی تخم چشم ماشینا جا داشتن

2-همیشه با خودشون تکرار میکنن که اگر دختر بودن مجبور نبودند از صبح زود تا بوق سگ کار کنن

3-لازم نبود روزی 3 بار برن خواستگاری و با جواب ردی که شنیدن سرخورده و مایوس بشن

4-لازم نبود برن سربازی(سربازی که چه عرض کنم حمالی)

5-اگر دختر بودن گر چه زشت رو ترین انها با یکم رنگ امیزی و ناز صفی طولانی از شماره پشتشون ردیف می شد

6-قدرت انتخاب دوست و همسر از بین چندییییین پسرو داشتن

7-............بازم بگم؟...........

پاورقی:از پسران بیجنبه خواهشمندیم از تغییر جنسیت خوداری نمایند زیرا امار نشان داه این کار نه تنها کار را بهتر نمی کند بلکه میزان افسردگی را هم زیاد می کند

+ نوشته شده در  جمعه 11 شهریور1390ساعت 1:4  توسط شمیم  | 

 

غضنفر همراه زنش میرن مسافرت. شب میرن هتل خدمتکار میگه ببخشید شما دیر رسیدید غذا فقط برای یک نفر داریم.
غضنفر رو به زنش میکنه میگه : عزیزم پس تو شام چی میخوری؟؟!!

**********************************

یارو میره سمعک بخره قروشنده میگه: همه جوره شو داریم هزار تومنی تا 100 هزار تومنی.
یارو میگه هزار تومنی چطور کار میکنه؟
فروشنده میگه : این اصلا کار نمیکنه فقط چیزی که هست وفتی مردم اونو می بینن بلندتر حرف می زنند.

**********************************

دو نفر میرسن بهم، اولی میگه: حالت چطوره ؟ رنگ و روت پریده!
دومی میگه: اگر بدونی چه بلایی سرم اومده ... دیسک کمرم عود کرده، ... زخم
معده‌ ام بدتر شده ... آرترز تمام مفاصلم را داغون کرده، ... دکتر گفته کبدم دیگه کار
نمیکنه، ... سه بار تا حالا سکته قلبی کردم، ... هفته پیش فهمیدند که سینوسهایم
هم خیلی بد جوری چرک کرده، تازه از همه اینها گذشته خودم هم احساس می کنم
حالم خوب نیست!!!

**********************************

یارو میره جهنم ٬ از پشت میله های زندان به یه بهشتی میگه :

 یه لیوان آب خنک به من بده ٬

یارو میگه : نمیشه ٬ میخواستی کارای خوب بکنی تا بیای تو بهشت !

غضنفر میگه : باشه فردا صبح که اومدین اب جوش بگیرین پدرتونو در میارم !!!

**********************************

غضنفر دو دست خرشو قطع میکنه یکی ازش می پرسه چرا این کارو کردی میگه میخوام کانگروش کنم.

**********************************

یارو میخواسته در نماز غرق بشه جلیقه ی نجات می پوشه!

**********************************

به یه بچه میگن اون چه حیوونی یه که به ما گوشت، شیر، ماست، کفش، لباس میده؟

بچه میگه: بابام !!!

+ نوشته شده در  جمعه 11 شهریور1390ساعت 0:49  توسط شمیم  | 

خسته نباشن واقعاااااااا!!!!!!!!!

 

دیدنی ترین سوژه های ایرانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 شهریور1390ساعت 1:1  توسط شمیم  | 

آیا میدانید

اگر ۹/۹/۹۰ ازدواج کنید

نهمین سالگرد ازدواجتان میشود ۹/۹/۹۹

انجمن خلاقان بیکار ! …

.

.

.

یارو  میره تو بانک ، یه حساب بانکی باز می کنه . بعد اسلحه اش رو در میاره

میزاره روی پیشونی بانکدار  میگه:

همه پولهای بانک رو بریز به حسابم !

.

.

.


یارو میره تو داروخانه و می پرسه شما ” اسید استیل سالیسیلیک ” دارید؟

فروشنده میگه: منظورتوت آسپرینه؟

جواب میده : آره خودشه ؛ اسمش همش یادم میره !

.

.

.

دریای غم ساحل ندارد. حیف نون اینا همشو آســـــــفالت کردند !

.

.

.

یارو تو جهنم بوده سرشو میکنه تو بهشت میگه آب جوش نمیخواین؟ میگن نه، میگه پس یه موز بده !

چند دلیل عمده شهادت شهدای حیف نون اینا :

۱_آزمایش ماشه تفنگ

۲_پرتاب اشتباهی ضامن به جای نارنجک

۳_سوراخ کردن ماسک شیمیایی برای ورود بهترهوا

۴_دنبال کردن پروانه در میدان مین

۵_نگاه کردن به داخل لوله تفنگ جهت اطمینان از خروج صحیح گلوله

علت بعضی ها نیز هنوز فاش نشده… !

.

.

.

یکی از مضرات خواب سنگین، امکان شکستن تخت میباشد !

.

.

.

این یه اس ام اسه. یونجه که نیست که مثل گوسفند می پری رو گوشی !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 شهریور1390ساعت 0:57  توسط شمیم  | 

 

خیلـــــــــــــــــی باحالــــــــــــــه ادم گـــــــــــــــــچه میگــــــــــره

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 شهریور1390ساعت 2:34  توسط شمیم  | 

به نظرتــــــــــون دعای این بچه مستـــــــجابـــــــــ میشــــــــــه!!!!!!!!!!!!!!!!!؟

 

www.4group.mihanblog.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 شهریور1390ساعت 2:26  توسط شمیم  | 

توالت های عحیب و غریبــــــــــ

 

>>> توالت هاي عجيب و غريب !!!!!!!!!! (  عجیب و غیر عادی )

>>> این عکس بالایی رو که مشاهده می کنید اولین توالتی در جهان هست که بدون اینکه درو وا کنید میرید داخل و اون درهایی رو که می بینید جنبه نمایشی داره و نکته قابل توجهش اینکه وقتی میشینی به راحتی میتونی فضای بیرون رو ببینی و همچنین دیگران شما روووو !!!!!!!!!!!

اینم یک جورشه !!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 شهریور1390ساعت 3:20  توسط شمیم  | 

میدونی تا کی زنده ای؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

 

خیلی قشنگه حتما حتما بخونین

 

هنوز هم بعد از اين همه سال، چهره‌ي ويلان را از ياد نمي‌برم. در واقع، در طول سي سال گذشته، هميشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگي را دريافت مي‌کنم، به ياد ويلان مي‌افتم ...



ويلان پتي اف، کارمند دبيرخانه‌ي اداره بود. از مال دنيا، جز حقوق اندک کارمندي هيچ عايدي ديگري نداشت. ويلان، اول ماه که حقوق مي‌گرفت و جيبش پر مي‌شد، شروع مي‌کرد به حرف زدن ... روز اول ماه و هنگامي‌که که از بانک به اداره برمي‌گشت، به‌راحتي مي‌شد برآمدگي جيب سمت چپش را تشخيص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود . ويلان از روزي که حقوق مي‌گرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته مي‌کشيد، نيمي از ماه سيگار برگ مي‌کشيد، نيمـي از مـاه مست بود و سرخوش ... من يازده سال با ويلان هم‌کار بودم. بعدها شنيدم، او سي سال آزگار به همين نحو گذران روزگار کرده است. روز آخر کـه من از اداره منتقل مي‌شدم، ويلان روي سکوي جلوي دبيرخانه نشسته بود و سيگار برگ مي‌کشيد. به سراغش رفتم تا از او خداحافظي کنم . کنارش نشستم و بعد از کلي حرف مفت زدن، عاقبت پرسيدم که چرا سعي نمي کند زندگي‌اش را سر و سامان بدهد تا از اين وضع نجات پيدا کند؟ هيچ وقت يادم نمي‌رود. همين که سوال را پرسيدم، به سمت من برگشت و با چهره‌اي متعجب، آن هم تعجبي طبيعي و اصيل پرسيد: کدام وضع؟ بهت زده شدم. همين‌طور که به او زل زده بودم، بدون اين‌که حرکتي کنم، ادامه دادم همين زندگي نصف اشرافي، نصف گدايي ويلان با شنيدن اين جمله، همان‌طور که زل زده بود به من، ادامه داد تا حالا سيگار برگ اصل کشيدي؟ گفتم: نه گفت: تا حالا تاکسي دربست گرفتي؟ گفتم: نه گفت: تا حالا به يک کنسرت عالي رفتي؟ گفتم: نه گفت: تا حالا غذاي فرانسوي خوردي؟

گفتم نه

گفت: تا حالا همه پولتو براي عشقت هديه خريدي تا سورپرايزش كني؟

گفتم: نه !

گفت: اصلا عاشق بودي؟

گفتم: نه

گفت: تا حالا يه هفته مسکو موندي خوش بگذروني؟ گفتم: نه ! گفت: خاک بر سرت، تا حالا زندگي کردي؟ با درماندگي گفتم: آره، ...... نه، ..... نمي دونم !!!



ويلان همين‌طور نگاهم مي‌کرد. نگاهي تحقيرآميز و سنگين .... حالا که خوب نگاهش مي‌کردم، مردي جذاب بود و سالم. به خودم که آمدم، ويلان جلويم ايستاده بود و تاکسي رسيده بود. ويلان سيگار برگي تعارفم کرد و بعد جمله‌اي را گفت. جمله‌اي را گفت که مسير زندگي‌ام را به کلي عوض کرد. ويلان پرسيد: مي‌دوني تا کي زنده‌اي؟ جواب دادم: نه ! ويلان گفت: پس سعي کن دست کم نصف ماه رو زندگي کني



هر 60 ثانيه اي رو كه با عصبانيت، ناراحتي و يا ديوانگي بگذراني، از دست دادن يك دقيقه از خوشبختي است كه ديگر به تو باز نميگردد

زندگي كوتاه است، سريع فراموش كن، به آرامي ببوس، واقعاً عاشق باش، بدون محدوديت بخند، و هيچ چيزي كه باعث خنده ات ميگردد را رد نكن
+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 22:59  توسط شمیم  | 

داره مدرسه ها شروع میشه کم کمم امتحانا (مثل برق میگذره)

چند تا اس ام اس امتحانی گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره مرسی

به ادامه مطلب بروید لطفا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 22:50  توسط شمیم  | 

hanitalk

 

بسیجی هم بسیجی های قدیم!

+ نوشته شده در  جمعه 4 شهریور1390ساعت 0:21  توسط شمیم  | 

حراست دانشگاه!!!!!!!!!!!!!!!

 

معلوم نیست چی کار کرده که اینقدر نگرانه!!!!!!!شِـــکـْـلـَکْ هــآے آنـــ ـیکـآشِـــکـْـلـَکْ هــآے آنـــ ـیکـآ

 

hanitalk

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 شهریور1390ساعت 1:1  توسط شمیم  | 

علامت دستشویی در کشور های مختلف

 


China


France


Holand


Japan


America


Korea


Iran

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 شهریور1390ساعت 16:53  توسط شمیم  |